۴ خرداد ۱۳۹۶ | May 25, 2017
 
به شبکه جهانی جام جم خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود

شب بخیر کوچولو

کلمه جستجو :
گروه بندی :
از تاریخ :
تا تاریخ :
طعام دهنده ی پرندگان
هنوز ساعاتی به غروب خورشید مانده است...
غذا دادن به پرندگان
حلزون
روزهای اول فصل بهار بود ، هوا گرم و گرم تر می شد وحیوانات ، جنب وجوش و تلاش را از سر گرفته بودند...
حلزون
3 کوچولوی بازیگوش
یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربان هیچکس نبود در یک شهر کوچک در کنار یک کوه بزرگ خانواده ای...
3 کوچولوی بازیگوش
نماز جمعه ی پیامبر
خشک سالی و قحطی شهر مدینه را فرا گرفته بود...
نماز جمعه ی پیامبر
من ترسو نیستم
صبح یک روز ، پروانه ی کوچولویی از پیله بیرون آمد...
من ترسو نیستم
تنبیه کلاغ خبرچین
در جنگلی بزرگ وزیبا ، حیوانات مهربان و مختلفی زندگی میکردند...
تنبیه کلاغ خبرچین
کوه به کوه نمی رسه ، . . .
روزی و روزگاری ، در دامنه دو کوه بلند و سر به فلک کشیده ...
کوه به کوه نمی رسه ، . . .
مهمان از مهمان خوشش نمی آید ، . . .
خاله مورچه آنقدر خسیس بود که نگو ! توی انبارش برای دَه زمستان غذا داشت...
مهمان از مهمان خوشش نمی آید ، . . .
حدس بزن چقدر دوستت دارم . . .
خرگوش کوچولوی صحرایی فندقی رنگ وقتی که می خواست برود بخوابد ...
حدس بزن چقدر دوستت دارم . . .
غذای کی خوشمزه ست
قابلمه ، در حالی که قُل قُل می جوشید فریاد زد : من دیگر خسته شدم ...
غذای کی خوشمزه ست
ملکه ی گل ها
روزی روزگاری ، دختری مهربان در کنار باغ زیبا و پُر گل زندگی میکرد...
ملکه ی گل ها
روباه زیرک
« بابا روباه »خود را روباه زیرکی می دانست...
روباه زیرک
موش فداکار و بچه هایش
دریک جنگل سرسبز و زیبا موشی زندگی می کرد که به تازگی صاحب 6 بچه شده بود...
موش فداکار و بچه هایش