امام آمد 
     
  فایل صوتی سخنرانی امام خمینی (ره) در روز 12 بهمن در بهشت زهرای تهران   
  ‌متن کامل بیانات امام خمینی در بهشت زهرا / 12 بهمن 57   
     
  روزهای خاطره   
  الله الله الله، لا اله الا الله (قدیم) 
ایران ایران
 
  الله الله الله، لا اله الا الله (جدید) 
ایران ایران
 
  خمینی ای امام - کورال    
  خمینی ای امام - ارکستر  
  خمینی ای امام - بی کلام   
  الله اکبر - خمینی رهبر  (این بانگ آزادی)  
  خدا یکی ایمان یکی، وطن یکی ایران یکی، سخن یکی سنگر یکی، هدف یکی رهبر یکی  
  بوی گل سوسن و یاسمن آید   
  الله الله، الله الله، الله الله (مرد مسلمان...)  
  الله اکبر، الله اکبر (تو قبله شهید خلقی)  
  22 بهمن  
  به لاله ی در خون خفته   
  ای دین انسان ساز ایزدی   
  بهاران خجسته باد   
  من ایرانیم آرمانم شهادت  
  الا معمار و طراح حرم برخیز   
  چون آیی بر بالین من   
  شهید، شهید، شهید...   
  در بهار آزادی جای شهدا خالی   
  روز سرکوبی استبداد   
  خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار   
  حرف امام این بود...  
  برخیزید... برخیزید... برخیزید...   
  بهمن خونین جاویدان  
  از افق دمید پرتو امید    
  از افق دمید پرتو امید  - بیکلام   
     
 
 
 
مژده وصل
گــــــــره از زلف خم اندر خم دلبر وا شد زاهــــــــد پير چو عشّاق جوان رسوا شد
قطــــــــــــره بـــاده ز جام كرمت نوشيدم
جانــــــــم از موج غمت، همقدم دريا شد
قصـــــه دوست رها كن كه در انديشه او
آتشى ريخت به جانم كه روان فرسا شد
مــــــــــــژده وصل به رندان خرابات رسيدن اگهـــــــان غلغله و رقص و طرب بر پا شد
آتشى را كه ز عشقش به دل و جانم زد
جـــانم از خويش گذر كرد و خليل آسا شد
   
  امام خمینی (ره)        
 
همزمان با فرارسیدن دهه مبارک فجر، امور مخاطبان شبکه جهانی جام جم با همکاری اداره کل تامین برنامه این شبکه اقدام به راه اندازی مسابقه ای با نام مژده وصل و موضوع انقلاب اسلامی در این ایام نموده است.
سوالات این مسابقه هر روز از شبکه جهانی جام جم پخش خواهد شد و شما می توانید با مطالعه کتاب انقلاب اسلامی که در لینک زیر قرار داده شده است پاسخ صحیح سوالات را پیدا کنید.

برای دانلود این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید.
http://www.jjtvn.ir/mokhatab/enghelabe-eslamie.pdf

این کتاب که توسط اداره کل پژوهش و آموزش سیما تهیه شده است مجموعه ای از  آثار امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری ( مدظله العالی) و استاد مطهری (ره) در زمینه انقلاب اسلامی می باشد.
لازم بذکر است قالب این فایل pdf بوده و شما برای مشاهده این فایل باید برنامه Acrobat Reader را بر روی کامپیوتر خود داشته باشید.
 
تعداد مسابقه:
12 مسابقه
مهلت شرکت در هر مسابقه:
 از زمان پخش هر مسابقه از تلویزیون - ساعت 00:00 به وقت تهران - به مدت 24 ساعت
زمان اعلام اسامی برندگان:
24 ساعت بعد از اتمام زمان هر مسابقه
صفحه اعلام اسامی برندگان:
http://www.jjtv.ir/fehrest_samaneh.aspx?gooneh_id=734
جوایز برندگان:
هر روز شش برنده اعلام می شود:
نفر اول : قرآن دیجیتالی + نیم سکه + صنایع دستی
نفر دوم : قرآن دیجیتالی +ربع سکه + صنایع دستی
نفر سوم : قرآن دیجیتالی + صنایع دستی + صنایع دستی
نفر چهارم : صنایع دستی
نفر پنجم: صنایع دستی
نفر ششم: صنایع دستی
 
نحوه پاسخگویی به سوالات:
شما می توانید برای پاسخ به سوال مسابقه  هر شب به یکی از روش های زیر اقدام کنید:

1- صفحه مسابقات سایت شبکه:
http://www.jjtvn.ir/Mosabeghe/index.asp

2- ارسال پیامک:
00447624806174
خط اول شماره مسابقه
خط دوم گزینه صحیح
خط سوم نام و نام خانوادگی

مثال:
مسابقه اول
گزینه سوم
ایمان رضایی

3- تماس مستقیم با امور مخاطبان و اعلام جواب مسابقه:
22079381 و 22079382
 
دریافت کتاب مسابقه:
http://www.jjtvn.ir/mokhatab/enghelabe-eslamie.pdf
   
 
هله ساقی
هله ساقى! مددى كز سفر آن خوش‏ پسر آمد
قدمش سعد و دَمَش گرم، خوش آمد كه درآمد
نه درآمد كه برآمد چو قمر در شب داجى
ز رگ جاده مسافر، ز تك باديه حاجى
رحل بگشاى و فرود آورش از باره اشهب
نه معذب كه معزز، نه مفارق كه مقرّب
به من آرَش چو بنفشه به لب باديه رُسته
رو به باران بهاران شب ناحيه شسته
طيلسانى كُنَش از حلّه حوران بهشتى
طيلسان؟ حله؟ بهشت؟ آى محرر! چه نوشتى؟
طيلسانى كنش از حله؛ غلط شد، بزدايش
نه، بنه؛ ترجمه را يك دو سه بيتى بفزايش
طيلسانى كنش از مويه مجنون به سپيده
همه شب را به در و دشت گل زخم چريده
طيلسانى كنش از گريه عاشق‏كش ليلى
بر وى از رنگ شب وصل يراقى به تسلى
زينتى برزنش از عشوه شيرين به چميدن
چينى از جبهه فرهاد بر آن تا نرسيدن
من چه گويم كه چه‏ها كن، به من آرَش همه خنده
طيلسانى كه نيابى به بر و دوش فكنده
طنز مى‏گويمت اين واقعه از واقعه‏گويان
تو مكن آن و مجوى آن و مپوى آن و مگوى آن
طيلسانى كنش از حله عريانى و مستى
نه به اين رنگ و به آن رنگ، به رنگِ خود هستى

در سخن گرم شدم، خيره در آنم كه چه جويم
رنگ هستى به چه لون است، كه داند كه بگويم
در سخن گرم شدم، طبع برافروخت، برادر!
رمه بُلهند برادر، نفسم سوخت، برادر!
من به هيچى عجبم مانده در اين قلب مزوّر
وه كه صرّاف دو عالم به چه كار آمده ديگر؟

كس در اين بى‏نمكان كو كه شناسد نمكش را؟
كو زرى تا به شرف عرضه شود مر محكش را؟
فهمِ اين تيره‏دلان قدر صفا را چه شناسد؟
نفس شيطان‏صفتان روح خدا را چه شناسد؟

يا خمينى! عجب از شور جهادى كه تو دارى
مُردَم از رونق بازار كسادى كه تو دارى
كس نپرسيد، طبيبا! به چه خوانى به چه گردى؟
تو خبرخواه چه نبضى؟ تو شفابخش چه دردى؟
كس نپرسد كه تو در طبله اوراد چه دارى
كه نجويد كه تو، اى قبله اوتاد! چه دارى

رمه بلهند، چه گويم به چه افروخت، برادر!
در سخن گرم شدم، سخت دلم سوخت، برادر!
ساقيا مى ده و آور به من آن سمبر امشب
كه به رشك رُخَش از پرده برون شد قمر امشب
خيز و پر كن قدحى اين عبث بيهده‏رَو را
هله مهتاب برآمد، به من آر آن مه نو را
قدحى ده كه به كار دل بى‏تاب نمايم
به من آر آن مه نو را كه به مهتاب نمايم
همچو مرّيخ كه از پرده برآيد شب داجى
باده سرخ فروريز به ميناى زجاجى
نه به هر جام كه دارى و نه هر باده كه خواهى
صفت هر دو بخوانم به تو، اى دوست! كماهى
باده‏اى ده به صفت سرخ‏تر از خون كبوتر
نه غلط شد، كه از اين نيز به صد لاله فزون‏تر
باده‏اى سرختر از لعل لب دختر هندو
نه همين صافى تنها كه به گيرايى جادو
قدحى مانده مرا طرفه ز پيران گرامى
قدس‏اللَّه همه در عشق حرونان حرامى
شيرگيران صف معركه مردى مردان
همه در باديه باده‏كشان دجله‏نوردان
قدحى ظاهر او ماه رخ دلبر يوسف
دسته‏ها از دو جهت حلقه بر او دست تأسف
هفت خط تعبيه در او خط افسونگر مانى
به صفت محوتر از محور شَعْراى يمانى
هفت خط خطر تجربت مرشد مردان
كه بنوشان و بپوشان و بنوش آن و بگردان
هان و هان طيره مشو گر به سخن راه نبردى
تو خود اين حرف نخواندى، تو خود اين باده نخوردى
خيز و آن باده در اين باديه انداز و مرا ده
كه بدين روز در اين باديه آن باده مرا به
يله كن آن پسر حور و قمر را به من امشب
خرقه برگير و بنه سير و سفر را به من امشب
در فرو بند كه كس سرزده در خانه نيايد
آشنا آمده، هشدار كه بيگانه نيايد
تو خود از خانه بر آن بام برآ، سير جهان كن
چو بپرسند مرا خيره برآشوب و نهان كن
گر كه خورشيد نگنجد بت من با قمر اينجا
با من امشب بنگنجد به جز اين سيمبر اينجا

باده در ساغر خورشيد و به لب بيت فراقى
صبحگاهى به من آمد به ترنم بت ساقى
نرم نرمك به خود آورد مرا از شب مستى
يك ره از بامِ فنا خواند مرا بر در هستى
ديدم آن رشته افكنده بر افلاك گسسته
شمع استاده، سبو ريخته، شاهد ننشسته
هجر باز آمده خرگاه به صحرا زده شادى
بُختى گم‏شده را بخت فروبرده به وادى
من بر آن رخنه پريشيده نگهبان به نظاره
همچو بر روزنه شب رانده به ناگاه ستاره